تبلیغات
همه چیز درباره همه چیز - روان‌شناسی خلاقیت
همه چیز درباره همه چیز

درباره وبلاگ
جستجو
موضوعات
آخرین نوشته ها
نویسندگان
پیوند ها
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت



روان‌شناسی خلاقیت

 

شواهد دلالت دارند كه هم وراثت و هم محیط، در بالندگی و رشد خلاقیت مؤثر است اشاره آلفرد هیچكاك اغلب برای شخصیت پردازی قهرمانان قصه های خود از عنصر خلاقیت بهره می گرفت. به عبارت دیگر هر كدام از شخصیت های داستانی او یك ویژگی خاص داشتند. در قصه «پنجره عقبی» یك عكاس نشریه به خاطر شكستگی پایش باید مدت ها در خانه بستری شود، اما او بیكار نیست و با لنزهای دوربین ازطریق پنجره عقبی اتاقش، زندگی مردم را می كاود و قصه آنچنان روان و زیبا پیش می رود كه در پایان، همان عكاس خلاق به عنوان كارآگاه، یك جنایت واقعی را عریان می كند. افراد خلاق نیز این گونه هستند، آنها مثل افراد عادی به پیرامون خود نگاه نمی كنند. شاید از منظر مردم، برخی از افراد خلاق دچار برخی كاستی ها در حواس باشند، اما اینگونه نیست. آنها به هر پدیده ای به گونه ای دیگر نگاه می كنند.

 «اسماعیل صدیقی پاشاكی» مطلبی را از «استیفن. ب. روبنز» ترجمه كرده است كه در پی می آوریم: خلاقیت را قوه و استعدادی می دانند كه تصویرهای ذهنی را به نحوی منحصر به فرد، با هم تركیب و یا این كه رابطه ای غریب و غیرعادی میان آنها ایجاد می كند. البته باید گفت تصویرهای ذهنی نباید فقط نو و بدیع باشند، بلكه باید سودمند و مفید هم باشند.«نورمن مایر» می گوید: « صرف خارق العادگی و یا متفاوت بودن تصویر ذهنی، نشانه خلاقیت و امتیاز آن نیست، چون، چه بسا كه آن تصویر ذهنی، نشانه ای از ناهنجاری روانی نیز باشد. عدم درك این تمایز، امكان آن را فراهم می كند كه غالباً نبوغ را با جنون خلط و قاطی كنیم. شاخص ممتاز بودن راه حلهای خلاق آن است كه باید عملی باشند، یعنی این كه با واقعیت در پیوند باشند آیا خلاقیت را می توان رشد داد؟خلاق بودن- یعنی دیدن چیزهایی در عالم و آدم، كه به چشم دیگران نیاید- آسان نیست. همین كه چیزی را متفاوت از دیگران به تصور درآورید، در زمره افرادی قرار می گیرید كه انگشت شمارند. غالباً سازمانها كسانی را كه پای بند دید و نگرش منحصر به فرد خود در مورد پدیده ها هستند، برنمی تابند. در محیط هایی كه تأكید بر همگنی و یكپارچگی است، داشتن نگرش متفاوت با دیگران سهل نیست. اما آیا انسانهای خلاق با سایر انسانها تفاوت دارند؟ آیا توانایی آنها ارثی است یا اكتسابی؟ شواهد دلالت دارند كه هم وراثت و هم محیط، در بالندگی و رشد خلاقیت مؤثر است. خلاقیت را باید صفتی پنداشت كه هر انسانی به درجاتی بدان موصوف است. آن چه ضروری است، این است كه باید زمینه تجلی این قوه را در داخل اعضای سازمان، خاصه در مدیران فراهم كرد. خلاقیت را نمی توان تابع منطق دوتایی و یا مقوله ای دوگانه به حساب آورد. بدین معنا كه بگوییم انسانها یا واجد آن هستند و یا فاقد آن. از سوی دیگر، اگرچه هر كسی سهمی از قوه خلاقیت دارد، برخی كسان هستند كه به علت داشتن توانایی های ذاتی، این قوه را موفق تر از دیگران به كار می گیرند.

 افراد خلاق دارای مشخصه های زیر هستند:

۱) به وضع موجود رضایت نمی دهند و طالب تغییر هستند.

۲) در دوران بچگی در محیطی با غنای فرهنگی، پرورش یافته اند.

۳)در كار اندیشیدن تاجایی كه ممكن است، از قالب و چارچوب می گریزند.

۴) اضطراب و دلواپسی شان در كمترین حد است.

 ۵) استقلال نظر و پویایی بالایی دارند.

۶) استبداد رأی در آنها در كمترین حد ممكن است.

۷) موضع گیری آنها ناظر بر بازدهی بیشتر است.

۸) تكانه ها و امیال درونی شان با تأكید و تصدیق بیشتر مواجه می شوند.

 ۹) میزان درگیری ها و تعارضات درونی شان در سطح متعادلی قرار دارد.

به نظر می آید كه ویژگی های یاد شده، این حكم را كه هر كسی سهمی از قوه خلاقیت دارد، نقض می كند. ولی در واقع چنین نیست، چون ویژگیهای یاد شده فقط انسانهایی را وصف می كنند كه از قوه خلاقیت بسیار بالایی برخوردارند. تحقیقات انجام شده، نشان می دهد كه انسان های بسیار خلاق، با كسانی كه دارای قوه خلاقیت متوسط یا كم هستند، تفاوت دارند. «كروپ لی» می گوید: «انسان خلاق در فعالیتهای فكری خود نرمش و انعطاف پذیری خاصی دارد. او خود را پایبند حفظ و نگهداری وضع موجود كه مطابق با نظر وی نیز هست، نمی كند و پیوسته آماده و مستعد آن است در نظراتش تجدید نظر كند و اما به عكس، آن كسی كه اندیشه خود را مطلق می انگارد، اعتقاد آتشین به منطقی و صادق بودن نظراتش درباره جهان دارد. او نه، می خواهد و نه، می تواند مواضع فكری خود را با اوضاع دائم التغییر متناسب كند و محكم به آنچه «به گمان او» درست است، می چسبد. چنین شخصی بر خلاف افراد خلاق، انعطاف پذیری فكری ندارد و بسیار قالبی و كلیشه ای عمل می كند. چنانكه اشاره شد لازم است سازمانها بستری فراهم كنند تا كاركنان، درجاتی از خلاقیت را كه به طور بالقوه از آن برخوردارند، به فعلیت در آورند. برای مثال سازمانهای با مشخصات زیر، لزوماً تجلی و ظهور تفكر خلاق را با مشكلاتی مواجه می كنند:

 * شغلها، تعاریف محدود و ظریفی دارند.

 * روابط اختیار و اقتدار، تعاریف قطعی و انعطاف ناپذیری دارند.

* رفتار كاركنان، با مجموعه ای مدون از بخشنامه ها و روش كارها هدایت و كنترل می شوند.

* روابط حاكم بر سازمان، خشك و رسمی است و قابلیت های فردی كاركنان لحاظ نمی گردند.

* تنوع آرا و مواضع متقابل، امكان ابراز نمی یابند.

* فضای اطلاع رسانی محدود و بسته است.

* تخصصی كردن كارها در حد افراط به چشم می آید.

* نظام نظارتی در مورد ثبات، قابلیت پیش بینی و كلیشه سازی امور وجود دارد.

* بیشتر به پاداش بیرونی كه دارای جنبه مادی است اتكا دارند، تا پاداش درونی كه در نفس كار پنهان است. شواهد حكایت از آن دارند كه سازمانهایی كه انباره ای از بخشنامه ها، آیین نامه ها، خط مشی ها و ساز و كارهای نظارتی دارند نمی توانند امكان آن را بیابند كه بر میزان خلاقیت كاركنان خود بیافزایند.

 الف- روشهای فردی برای برانگیختن خلاقیت

۱) خلاقیت را می توان با آموختن راههای «خلاق شدن» و پرهیز از كاربرد رهیافت هایی كه در حل مشكلات معمول است، زیاد كرد. این روش كه به نام «آموزش مستقیم» معروف است بر پایه این فرض قرار دارد كه چون افراد گرایش بدان دارند كه در حل مشكلات از راه حل های رایج استفاده كنند، این امر آنها را از به كارگیری توانمندی ها و ظرفیت های واقعی شان باز می دارد. بنابراین روش «آموزش مستقیم» كه در جستجوی راه حل های بدیع و نو است، زمینه مساعدی برای رشد اندیشه های خلاق فراهم می سازد.

۲) روش فردی دیگر «فهرست كردن ویژگیها» نام دارد. در این شیوه، تصمیم گیرنده ابتدا ویژگی های اصلی مربوط به راه حل های مرسوم را می یابد و سپس هر یك از ویژگیهای اصلی را جدا جدا بررسی می كند و آنگاه تا جایی كه ممكن است نسبت به تغییر هر كدام از آنها، همت می گمارد و در راستای همین تغییر هر طرحی را ولو آنكه خنده دار نیز باشد، بدون چشم پوشی فهرست می كند و وقتی كه فهرست جامعی تهیه كرد و اشكالات را مشخص نمود گزینه های مؤثر و سودمند را انتخاب و بقیه را حذف می كند.

۳) خلاقیت را همچنین می توان با جایگزین كردن تفكر عمودی با تفكر افقی یا زیگزاك از قوه به فعل درآورد. تفكر عمودی، قویاً عقلانی و منطقی است و دارای فرایند زنجیره ای است كه هر حلقه آن در یك توالی ناگسستنی در پی حلقه پیش از خود می آید. هر حلقه از زنجیره این تفكر، لزوماً باید معتبر و درست باشد. افزون بر آن، تفكر عمودی، فقط چیزی را گزینش و بررسی می كند كه ذیربط با موضوع باشد.به عكس آن، تفكر افقی در گستره سطح حركت می كند و رو به سوی گوشه ها و جوانب دارد و چنین نیست كه راه حلی را بپروراند، بلكه به بازسازی و تغییر آن می پردازد. تفكر افقی به صورت فرآیند زنجیره ای نیست. برای مثال انسان ممكن است برای گشودن مشكلی به جای آنكه از محل شروع راه حلی كه مرسوم است، آغاز كند، از نقطه آخر آن بیآغازد و سپس به مراحل ماقبل آن برگردد. هر مرحله از تفكر افقی لزوماً درست و معتبر نیست، زیرا چه بسا اقتضا كند از مسیری انحرافی بگذرد تا اینكه به جایی برسد كه راه درست، پدیدار و آشكار گردد و در خاتمه اینكه تفكر افقی خود را پایبند اطلاعات مربوط با موضوع نمی كند و به عمد اطلاعات خارج از محدوده یا غیرمربوط را به كار می گیرد تا شیوه جدیدی برای نگرش به مشكل بیابد. ب- روشهای گروهی برای برانگیختن خلاقیت بیشترین تلاش در زمینه پرورش خلاقیت را می توان در حوزه كارهای گروهی مشاهده كرد. برجسته ترین شیوه های گروهی برای پرورش خلاقیت عبارتند از: روش طوفان فكری (سیال سازی ذهن)، روش گوردن و روش تلفیقی نامتجانس ها.

 1 - روش طوفان فكری(یا بارش مغزی) وجه شباهت روش طوفان فكری و روش گوردن در آن است كه شش تا دوازده نفر برای مدت معینی پشت میزی می نشینند و سعی می كنند به طور آزادانه و فارغ از هر گونه عوامل بازدارنده ذهنی تا جایی كه امكان پذیر است به ارائه روش ها بپردازند. در این جلسه باب نقد و انتقاد درباره پیشنهادها كاملاً بسته است و تمامی پیشنهادهایی كه در جلسه مطرح می كنند، می نویسند تا بعداً راجع به آنها به بحث و بررسی بپردازند و اما وجه تفاوت این دو روش، در آن است كه در شیوه طوفان فكری، اعضای گروه درباره مشكل، آگاهی دارند و رئیس جلسه طوفان فكری، مشكل را به روشنی تمام بیان می كند، به گونه ای كه همه شركت كنندگان به درك آن نائل آیند. سپس وی اعضای گروه را موظف می كند تا جایی كه امكان دارد ذهنیت خود را درباره مشكل بیان كنند.

2- روش گوردن روش گوردن، بر خلاف روش طوفان فكری، فرصت های بیشتری را برای ارائه راه حل های واقعاً بدیع و تازه مهیا می كند. چون كه فقط رئیس جلسه از ماهیت دقیق مشكل آگاه است، او به جای اینكه مشكل را به روشنی برای گروه بیان كند، فقط به طور غیرمستقیم بدان اشاره می كند. برای مثال رئیس جلسه در روش طوفان فكری ممكن است مشكل را بدین صورت بیان كند: «مدرسه ما سال آینده فضای آموزشی كافی برای ثبت نام كنندگان احتمالی ندارد.» اما رئیس جلسه در شیوه گوردن ممكن است فقط عبارت های «فضای آموزشی» یا «زیادی تعداد ثبت نام كنندگان» را بگوید. هر چند در روش گوردن، اتلاف وقت، بسیار زیاد است و كمتر ناظر بر هدف است، ولی فرصتی را برای شركت كنندگان فراهم می كند تا راه هایی را بدون دخالت فلج كننده راه حل های سنتی كشف كنند. این روش به جای آنكه با تعبیر و تفسیر راه حل های موجود، برای اندیشه محدودیتی ایجاد كند، آن را مجاز می كند تا با آزادی كامل جولان دهد و تنها محدودیتی كه برای اندیشه حادث می شود ناشی از دلالتهای ضمنی كلمه یا كلماتی است كه رئیس جلسه در اختیار شركت كنندگان گذاشته است. روش تلفیق نامتجانس ها یكی از مفیدترین راههای رشد قوه خلاقیت، تلفیق نامتجانس هاست و آن شیوه ای است كه سعی دارد عناصر متفاوت و بی ربط را با هم تلفیق كند تا از این رهگذر راه حل های تازه ای برای مشكل پیدا كند. بدیهی است كه خیلی از مشكلاتی كه حادث می شوند، تازگی ندارند. آنچه محل بحث است، این است كه مشكل را باید به شیوه ای تازه نگریست. این دیدگاه در جای خود، ظرفیت و امكانی را برای عرضه راه حل های اساساً نو فراهم می كند. برای یافتن نگرش های نو در مورد مشكلاتی كه سابقه وقوع دارند، ضروری است كه شیوه های آشنای نگاه كردن به مسائل را كنار بگذاریم. روش تلفیق نامتجانس ها به نحو گسترده ای از تمثیل، برای پیدا كردن شباهت ها و همانندی های موجود در كاركرد پدیده ها و روابط میان آنها استفاده می كند. برای نمونه، تمثیل مستقیم، می تواند با مقایسه وجوه شباهت در واقعیات، علم و فناوری، راه حل های تازه ای را كشف كند. «الكساندر گراهام بل» با فهمیدن سازوكار عناصر موجود در گوش و به كار بستن آنها در «جعبه سخنگوی» خود به پدیده ای شگفت انگیز دست یافت. او بعد از اینكه پی برد استخوان های برجسته ای در گوش با غشای نازكی كار می كنند، از خود پرسید چرا قطعه ای محكم و ضخیم از غشا نباید تكه ای از استیل را حركت دهد. او از درون همین قیاس، تلفن را طراحی كرد.

 


شخصیت خود را محك بزنی

 

به این تست شک نکنید. این آخرین و استانداردترین تست شخصیت شناسى است که این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است. پاسخهایش هم اصلاً کار دشوارى نیست. کافى است کمى به خودتان رجوع کنید. یک کاغذ و قلم هم کنار دستتان باشد و جوابی را که انتخاب می کنید یادداشت کنید که بتوانید امتیازهایى که گرفته اید جمع بزنید..

حاضرید؟

پس شروع کنید:


1) چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید؟

الف- صبح،
ب - عصر و غروب،
ج - شب


۲) معمولاً چگونه راه مى روید؟

الف- نسبتاً سریع، با قدم هاى بلند،
ب - نسبتاً سریع، با قدمهاى کوتاه ولى تند و پشت سر هم،
ج - آهسته تر، با سرى صاف روبرو،
د - آهسته و سربه زیر،
ه - خیلى آهسته


۳) وقتى با دیگران صحبت مى کنید؛

الف- مى ایستید و دست به سینه حرف مى زنید،
ب - دستها را در هم قلاب مى کنید،
ج - یک یا هر دو دست را در پهلو مى گذارید،
د - دست به شخصى که با او صحبت مى کنید، مى زنید،
و - با گوش خود بازى مى کنید، به چانه تان دست مى زنید یا موهایتان را صاف میکنید



۴) وقتى آرام هستید، چگونه مى نشینید؟

الف- زانوها خم و پاها تقریباً کنار هم،
ب - چهارزانو،
ج - پاى صاف و دراز به بیرون،
د - یک پا زیر دیگرى خم



۵) وقتى چیزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واکنش نشان مى دهید؟

الف- خنده اى بلند که نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،
ب - خنده، اما نه بلند،
ج - با پوزخند کوچک،
د - لبخند بزرگ،
ه - لبخند کوچک


۶) وقتى وارد یک میهمانى یا جمع مى شوید؛

الف- با صداى بلند سلام و حرکتى که همه متوجه شما شوند، وارد مى شوید
ب - با صداى آرامتر سلام مى کنید و سریع به دنبال شخصى که مى شناسید، مى گردید
ج - در حد امکان آرام وارد مى شوید، سعى مى کنید به نظر سایرین نیایید


۷) سخت مشغول کارى هستید، بر آن تمرکز دارید، اما ناگهان دلیلى یا شخصى آن را قطع مى کند؛

الف- از وقفه ایجاد شده راضى هستید و از آن استقبال مى کنید
ب - بسختى ناراحت مى شوید
ج - حالتى بینابین این ۲ حالت ایجاد مى شود



۸) کدامیک از مجموعه رنگ هاى زیر را بیشتر دوست دارید؟

الف- قرمز یا نارنجى
ب - سیاه
ج - زرد یا آبى کمرنگ
د - سبز
ه - آبى تیره یا ارغوانى
و - سفید
ز - قهوه اى، خاکسترى، بنفش



۹) وقتى در رختخواب هستید (در شب) در آخرین لحظات پیش از خواب، در چه حالتى دراز مى کشید؟

الف- به پشت
ب - روى شکم (دمر)
ج - به پهلو و کمى خم و دایره اى
د - سر بر روى یک دست
ه - سر زیر پتو یا ملافه...




۱۰) آیا شما غالباً خواب مى بینید که:

الف- از جایى مى افتید.
ب - مشغول جنگ و دعوا هستید.
ج - به دنبال کسى یا چیزى هستید.
د - پرواز مى کنید یا در آب غوطه ورید.
ه - اصلاً خواب نمى بینید.
و - معمولاً خواب هاى خوش مى بینید




امتیازات


سؤال اول:
الف(۲)، ب (۴)، ج (۶)

سؤال دوم:
الف (۶)، ب (۴)، ج (۷)، د (۲)، ه (۱)

سؤال سوم:
الف (۴)، ب (۲)، ج (۵)، د (۷)، ه (۶)

سؤال چهارم:
الف (۴)، ب (۶)، ج (۲)، د (۱)

سؤال پنجم:
الف (۶)، ب (۴)، ج (۳)، د (۵)، ه (۲ ا متیاز)

سؤال ششم:
الف (۶)، ب (۴)، ج (۲)

سؤال هفتم:
الف (۶)، ب (۲)، ج (۴)

سؤال هشتم:
الف (۶)، ب (۷)، ج (۵)، د (۴)، ه (۳) و (۲)، ز (۱)

سؤال نهم:
الف (۷)، ب (۶)، ج (۴)، د (۲)، ه (۱)

سؤال دهم:
الف (۴)، ب (۲)، ج (۳)، د (۵)، ه (۶)، و (۱)

 

 

خب، امتیازهایتان را جمع زدید. عدد به دست آمده را با جدول مقابل مقایسه کنید و شخصیت خودتان را بشناسید.

 


نتیجه گیرى

اگر شما بالاى ۶۰ است:

دیگران در ارتباط و رفتار با شما شدیداً مراقب و هوشیار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بى نهایت سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسین مى کنند و به ظاهر مى گویند«کاش من جاى تو بودم!!» اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ایجاد رابطه اى عمیق و دوستانه بى میل و فرارى هستند.

اگر از ۵۱ تا ۶۰ دارید:

بدانید دوستان شما را تحریک پذیر مى دانند، بدون فکر عمل مى کنیدو سریع از موضوعات ناخوشایند برآشفته مى شوید ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصمیم گیریهاى سریع دارید (هرچند اغلب درست از کار درنمى آیند!) دیگران شما را جسور و اهل مخاطره مى دانند. کسى که همه چیز را تجربه و امتحان مى کند، از ماجراجویى لذت مى برد و در مجموع به دلیل ایجاد شرایط و بستر
هیجانات توسط شما، از همراهى تان لذت مى برند.


گر از ۴۱ تا ۵۰ به دست آوردید:

به خود امیدوار باشید ، دیگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم کننده و جالب و جذاب مى بینند. شما دائماً مرکز توجه جمع هستید و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستید. فردى مهربان، ملاحظه کار و فهمیده به نظر مى رسید. قادر هستید به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شوید و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم کنید و در همان شرایط و در صورت لزوم بهترین کمک بر اعضاى گروه هستید.


اگر ۳۱ تا ۴۰ نصیب شما شد:


بدانید در نظر سایرین معقول، هوشیار، دقیق ، ملاحظه کار و اهل عمل هستید. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستید اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستید. به سرعت و سادگى با دیگران باب دوستى را باز نمى کنید. اما اگر با کسى دوست شوید صادق، باوفا و وظیفه شناس هستید. اما انتظار بازگشت این صداقت و صمیمیت از طرف دوستانتان را دارید گرچه سخت دوست مى شوید اما سخت تر دوستى ها را رها مى کنید.



از ۲۱ تا ۳۰ :
در نظر سایرین فردى زحمت کش هستید اما متأسفانه گاهى اوقات ایرادگیر هستید. شما بسیار بسیار محتاط و بى نهایت ملاحظه کار به نظر مى رسید. زحمتکشى که در کمال آرامش و با صرف زمان زیاد در جمع بار دیگران را بردوش مى کشد و بدون فکر و براساس تحریک لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد. دیگران مى دانند شما همیشه تمام جوانب کارها را مى سنجید و سپس تصمیم مى گیرید.


و اگر کمتر از ۲۱ داشتید:

دیگران شما را خجالتى، عصبى و آدمى شکاک و دودل مى دانند شخصى که همیشه سایرین به عوض او فکر مى کنند، برایش تصمیم مى گیرند و از او مراقبت مى کنند. کسى که اصلاً تمایل به درگیرشدن در کارهاى گروهى و ارتباط با افراد دیگر را ندارد.

روان شناسان شخصیتی


روان شناسان شخصیتی براین عقیده اند که شماره تولد، شما را از آن چیزی که می خواهید باشید دور نمی کند، بلکه مانند رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد مختلف متفاوت است. به مثال زیر توجه کنید :
فرض می کنیم که شما متولد 29 اردیبهشت 1364 هستید.اردیبهشت ماه دوم (2) سال است پس :


9=1+8=18=5+9+3+1=1395=1364+2+29


شماره تولد 9 است و اکنون می توانید آنچه راکه مربوط به این شماره است با خود مطابقت دهید.

تفسیر اعداد:

خالق و مبتکر:


''یک'' ها پایه و اساس زندگی هستند. همیشه عقاید جدید و بدیع دارند و این حالت در آنها طبیعی است. همیشه دوست دارند تمامی کارها و مسائل بر حول محوری که آنها می گویند و تعیین می کنند در گردش باشد و چون مبتکر هستند، گاهی خود خواه می شوند. با این حال ''یک'' ها بشدت صادق و وفادارند و به خوبی مهارتهای سیاسی را یاد میگیرند . همیشه دوست دارند حرف اول را بزنند و غالبا رهبر و فرمانده هستند، چون عاشق این هستند که ''بهترین'' باشند . در استخدام خود بودن و برای خود کار کردن بزرگترین کمک به آنهاست ولی باید یاد بگیرند عقاید دیگران ممکن است بهتر باشد و باید با رویی باز آنها را نیز بشنوند.


پیام آور صلح :

''دو'' ها سیاستمدار به دنیا می آیند ! از نیاز دیگران خبر دارند و غالبا پیش از دیگران به آنها فکر می کنند . اصلا تنهایی را دوست ندارند . دوستی و همراهی با دیگران برایشان بسیار مهم است و می تواند آنها را به موفقیت در زندگی رهنمون سازد. اما از طرف دیگر ، چنانچه در دوستی با کسی احساس ناراحتی کنند ترجیح می دهند تنها باشند.از آنجایی که ذاتا خجالتی هستند باید در تقویت اعتماد به نفس خود تلاش کنند و با استفاده از لحظه ها و فرصت ها آنها را از دست ندهند.



قلب تپنده زندگی :

'' سه '' ها ایده آلیست هستند، بسیار فعال،اجتماعی،جذاب،رمانتیک وبسیار بردبار و پر تحمل .خیلی کارها را با هم شروع می کنند اما همه آنها را پیگیری نمی کنند. دوست دارند که دیگران شاد باشند و برای این کار تمام تلاش خود رابه کار می گیرند. بسیار محبوب اجتماعی و ایده آلیست هستند اما باید یاد بگیرند که دنیا را از دید واقعگرایایه تری هم ببینند.


محافظه کار :

''چهار'' ها بسیار حساس و سنتی هستند. آنها عاشق کارهای روزمره، روتین و پیرو نظم و انضباط هستند و تنها زمانی وارد عمل می شوند که دقیقا بدانند چه کاری باید انجام دهند. به سختی کار و تلاش می کنند. عاشق طبیعت و محیط خارج از خانه هستند. بسیار مقاوم و با پشتکار هستند. اما باید یاد بگیرند که انعطاف پذیری بیشتری داشته و با خود مهربانتر باشند.

ناهماهنگ با جماعت :

''پنج'' ها جهانگرد هستند و کنجکاوی ذاتی، خطر پذیری و اشتیاق سیری ناپذیر آنها به جهان هستی و دیدن محیط اطراف خود،غالبا برایشان درد سر ساز می شود. آنها عاشق تنوع هستند ودوست ندارند مانند درخت در یک جا ثابت بمانند. تمام دنیا مدرسه آنهاست و در هر موقعیتی به دنبال یادگیری هستند. سوالات آنها هرگز تمام نمی شود. آنها به خوبی یاد گرفته اند که قبل از اقدام به عمل، تمامی جوانب کار را سنجیده و مطمئن شوند که پیش از نتیجه گیری ،تمامی حقایق را مد نظر قرار داده اند.


رمانتیک و احساساتی :

'' شش'' ها ایده آلیست هستند و زمانی خوشحال می شوند که احساس مفید بودن کنند. یک رابطه خانوادگی بسیار محکم برای آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اعمالشان بر تصمیم گیری هایشان موثر است و آنها حس غریب برای مراقبت از دیگران و کمک به آنها دارند. بسیار وفادار و صادق بوده و معلمان بزرگی می شوند. عاشق هنرو موسیقی هستند. دوستانی صادق و در دوستی ثابت قدم هستند.''شش'' ها باید بین چیزهایی که می توانند آنها را تغییر دهند و چیزهایی که نمی توانند، تفاوت قائل شوند.


عاقل و خردمند :

''هفت'' ها جستجو گر هستند. آنها همیشه به دنبال اطلاعات پنهان و مخفی بوده و به سختی اطلاعات به دست آمده را با ارزش حقیقی آن می پذیرند.احساسات هیچ ارتباطی با تصمیم گیری های آنها ندارد. با اینکه در مورد همه چیز در زندگی سوال می کنند اما دوست ندارند مورد پرسش واقع شوند و هیچگاه کاری را ابتدا به ساکن با سرعت شروع نمی کنند و شعارآنها این است که به آرامی می توان مسابقه را برد. آنها فیلسوفهای آینده هستند؛ طالبان علم که به هر چه می خواهند می رسند و سوال بی جوابی ندارند . مرموز هستند و در دنیای خودشان زندگی می کنند و باید یاد بگیرند در این دنیا چه چیزی قابل قبول است و چه چیزی نه!


آدم کله گنده :

''هشت '' ها حلال مشکلات هستند. اساسی و حرفه ای سراغ مشکل رفته و آن را حل می کنند. قضاوتی درست دارند و بسیار مصمم هستندو طرحهاو نقشه های بزرگی دارند و دوست دارند زندگی خوبی داشته باشند. مسوولیت افراد را بر عهده می گیرند و مردم را با هدف خاص خود می بینند. با شرایط ویژه ای این امکان رابه وجود می آورند که دیگران همیشه آنها را رئیس ببینند.


اجرا کننده و بازیگر :

''نه '' ها ذاتا هنرمند هستند . بسیار دلسوز دیگران و بخشنده بوده و آخرین پول جیب خود را نیز برای کمک به دیگران خرج میکنند . با جذابیت ذاتی شان اصلا در دوست یابی مشکلی ندارند و هیچ کـس برای آنها فرد غریبه ای به حساب نمی آید.در حالات مختلف شخصیت های متفاوتی از خود بروز می دهند و برای افرادی که اطرافشان هستند شناخت این افراد کمی دشوار به نظر می رسد . آنها شبیه بازیگرانی هستند که در موقعیت های مختلف رفتارهای متفاوتی نشان می دهند. افرادی خوش شانس هستند اما خیلی وقتها از آینده خود بیمناک و نسبت به آن هراسان هستند. آنها برای موفقیت باید به یک دوستی و عشق دو جانبه که می تواند مکملشان در زندگی باشد دست یابند 1- 2- 3- 4- 5- 6- 7- 8- 9-




طبقه بندی:

دوشنبه 26 اسفند 1387 توسط محمد gunel